ابراهيم عاملي ( موثق )

21

تفسير عاملي ( فارسي )

هوس كه مجرم هستند چون استعداد قريه و خانه ى دل را فاسد ميكنند ، و در آن بحيله و تزوير رخنه ميكنند براى مخالفت دين و پيروى هوس ، و اين مكر و رخنه ى در دل نتيجه اش زيان خود آنها است كه دل فاسد است و اعمالش هوسبازى و عاقبتش گرفتارى همه ى اعضاى بدن . سخن ما : همان است كه در ترجمه و نقل از ديگران نوشتيم . [ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 125 تا 127 ] فَمَنْ يُرِدِ اللَّه أَنْ يَهْدِيَه يَشْرَحْ صَدْرَه لِلإِسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّه يَجْعَلْ صَدْرَه ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّه الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ( 125 ) وَهذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ( 126 ) لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 127 ) معنى لغات : يشرح - از مصدر شرح بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى پاره پاره كردن گوشت ، روشن كردن مسئله و حلّ مشكل كردن ، كلام را فهماندن ، باز كردن و گشايش دادن و حفظ كردن چيزى ، شرح صدر بمعنى شاد و خوشوقت كردن به چيزى ، اظهار رغبت به چيزى كردن . حرج - گناه ، جاى تنگ پر درخت ، گناه و حرام و ناروا و اعتراض ، يصعد - از ماضى صعد بمعنى بكوه بالا رفتن و در دره سرازير شدن ، با دقت به بالا و پائين چيزى نگريستن . الرّجس - با كسر اوّل و سكون دوّم و هم با فتح هر دو و هم با فتح اوّل و كسر دوّم بمعنى پليدى ، كار زشت ، سزاى عمل زشت ، وسوسه ى شيطان . ترجمه : پس [ پيغمبرى و ديگر برتريها بخواست خدا است ] 126 و آن را كه خدا خواهد راهنمائى كند ، دل او را براى سر سپردگى بحقّ گشاده بدارد [ تا حقّ پذير شود ] و آن را كه بسرنوشت گمراهى كرده تنگدل و سختگير كند كه گوئى خواهد به آسمان بالا رود ، پس به اين گونه خداوند پليدى فراگير آن كسان كند كه مؤمن نمى - شوند 127 اى محمّد اين قرآن و اسلام راه راست پروردگار تو است كه نشانه هاى راستى و درستى را جدا جدا نمودار براى پند پذيران كرديم ، 128 و دار السلام